تبليغاتX
ღღ دردبی کسیღღ

ღღ دردبی کسیღღ

سهم من از این دنیا تنهایست چون زاده ای تنهایم

 

 

 

اندیشه های زندگی 

 

 The best cosmetic for lips is truth

زیباترین آرایش برای لبان شما راستگویی

for voice is pray

برای صدای شما دعا به درگاه خداوند

for eyes is pity

برای چشمان شما رحم و شفقت

for hands is charity

برای دستان شما بخشش

for heart is love

برای قلب شما عشق

and for life is friendship

و برای زندگی شما دوستی هاست  

No one can go back and make a new start

هیچ کس نمیتونه به عقب برگرده و همه چیز را از نو شروع کنه

Anyone can start from now and make a brand new  ending

ولی هر کسی میتونه از همین حالا عاقبت خوب و جدیدی را برای خودش رقم بزنه

 

God didn't promise days without pain

خداوند هیچ تضمین و قولی مبنی بر این که حتما روزهای ما بدون غم بگذره

 aughter without sorrow , sun without rain ,

خنده باشه بدون هیچ غصه ای، یا خورشید باشه بدون هیچ بارونی، نداده

but He did promise strength for the day, comfort for the tears

ولی یه قول رو به ما داده که اگه استقامت داشته باشیم در مقابل مشکلات،

تحمل سختی ها رو برامون آسون میکنه

and light for the way

و چراغ راهمون میشه

 

Disappointments are like road bumps, they slow  you down a bit

نا امیدی ها مثل دست اندازهای یک جاده میمونن

ممکنه باعث کم شدن سرعتت در زندگی بشن

but you enjoy the smooth road afterwards

ولی در عوض بعدش از یه جاده صاف و بدون دست انداز بیشتر لذت خواهی برد

Don't stay on the bumps too long

بنابر این روی دست اندازها و ناهمواریها خیلی توقف نکن

Move on

به راهت ادامه بده

 

When you feel down because you didn't get what  you want just sit tight

and be happy

وقتی احساس شکست میکنی که نتونستی به اون چیزی که می خواستی برسی

ناراحت نشو

because God has thought of something better to  give you

حتما خداوند صلاح تو رو در این دونسته و برات آینده بهتری رو رقم زده


When something happens to you ,good or bad

 

 The best cosmetic for lips is truth

زیباترین آرایش برای لبان شما راستگویی

for voice is pray

برای صدای شما دعا به درگاه خداوند

for eyes is pity

برای چشمان شما رحم و شفقت

for hands is charity

برای دستان شما بخشش

for heart is love

برای قلب شما عشق

and for life is friendship

و برای زندگی شما دوستی هاست

 

No one can go back and make a new start

هیچ کس نمیتونه به عقب برگرده و همه چیز را از نو شروع کنه

Anyone can start from now and make a brand new  ending

ولی هر کسی میتونه از همین حالا عاقبت خوب و جدیدی را برای خودش رقم بزنه

 

God didn't promise days without pain

خداوند هیچ تضمین و قولی مبنی بر این که حتما روزهای ما بدون غم بگذره

laughter without sorrow , sun without rain,

خنده باشه بدون هیچ غصه ای، یا خورشید باشه بدون هیچ بارونی، نداده

but He did promise strength for the day, comfort for the tears

ولی یه قول رو به ما داده که اگه استقامت داشته باشیم در مقابل مشکلات،

تحمل سختی ها رو برامون آسون میکنه

and light for the way

و چراغ راهمون میشه

 

Disappointments are like road bumps, they slow  you down a bit

نا امیدی ها مثل دست اندازهای یک جاده میموننممکنه باعث کم شدن سرعتت در زندگی

بشن

but you enjoy the smooth road afterwards

ولی در عوض بعدش از یه جاده صاف و بدون دست انداز بیشتر لذت خواهی برد

Don't stay on the bumps too long

بنابر این روی دست اندازها و ناهمواریها خیلی توقف نکن

Move on

به راهت ادامه بده

 

When you feel down because you didn't get what  you want just sit tight
and be happy


 

وقتی احساس شکست میکنی که نتونستی به اون چیزی که می خواستی برسی

ناراحت نشو

because God has thought of something better to  give you

حتما خداوند صلاح تو رو در این دونسته و برات آینده بهتری رو رقم زده


When something happens to you ,good or bad,

 وقتی یه اتفاق خوب یا بد برات میافته همیشه

consider what it means

دنبال این باش که این چه معنی و حکمتی درش نهفته هست

 

There's a purpose to life's events

برای هر اتفاق زندگی دلیلی وجود دارد

to teach you how to laugh more or not to cry too  hard

که به تو میآموزد که چگونه بیشتر شاد زندگی کنی و کمتر غصه بخوری

 

You can't make someone love you

تو نمیتونی کسی رو مجبور کنی که تو رو دوست داشته باشه

all you can do is be someone who can be loved

تمام اون کاری که میتونی انجام بدی

اینه که تبدیل به آدمی بشی که لایق دوست داشتن هست

the rest is up to the person to realize your worth

و عاقبت کسی پیدا خواهد شد که قدر تو رو بدونه

 

It's better to lose your pride to the one you love

بهتره که غرورت رو به خاطر کسی که دوست داری از دست بدی تا این که

than to lose the one you love because of pride

کسی رو که دوست داری به خاطر غرورت از دست بدی

 

We spend too much time looking for the right  person to love

ما معمولا زمان زیادی رو صرف پیدا کردن آدم مناسبی برای دوست داشتن

or finding fault with those we already love

یا پیدا کردن عیب و ایراد کسی که قبلا دوستش داشتیم میکنیم

when instead

باید به جای این کار

we should be perfecting the love we give

در عشقی که داریم ابراز میکنیم کامل باشیم

 

Never abandon an old friend

هیچوقت یه دوست قدیمیت رو ترک نکن

You will never find one who can take their place

چون هیچ زمانی کسی جای اون رو نخواهد گرفت

Friendship is like wine

دوستی مثل شراب میمونه

 older it gets better as it grows

که هر چی کهنه تر بشه ارزشش بیشتر میشه

 

When people talk behind your back, what does it  mean?

وقتی مردم پشت سرت حرف میزنن چه مفهومی داره ؟

Simple ! It means that you are two steps ahead of them

خیلی ساده ! یعنی این که تو دو قدم از اون ها جلوتری

So, keep moving ahead in Life  

وقتی یه اتفاق خوب یا بد برات میافته همیشه

consider what it means

دنبال این باش که این چه معنی و حکمتی درش نهفته هست

 

There's a purpose to life's events

برای هر اتفاق زندگی دلیلی وجود دارد

to teach you how to laugh more or not to cry too  hard

که به تو میآموزد که چگونه بیشتر شاد زندگی کنی و کمتر غصه بخوری

 

You can't make someone love you

تو نمیتونی کسی رو مجبور کنی که تو رو دوست داشته باشه

all you can do is be someone who can be loved

تمام اون کاری که میتونی انجام بدی

اینه که تبدیل به آدمی بشی که لایق دوست داشتن هست

the rest is up to the person to realize your worth

و عاقبت کسی پیدا خواهد شد که قدر تو رو بدونه

 

It's better to lose your pride to the one you love

بهتره که غرورت رو به خاطر کسی که دوست داری از دست بدی تا این که

than to lose the one you love because of pride

کسی رو که دوست داری به خاطر غرورت از دست بدی

 

We spend too much time looking for the right  person to love

ما معمولا زمان زیادی رو صرف پیدا کردن آدم مناسبی برای دوست داشتن

or finding fault with those we already love

یا پیدا کردن عیب و ایراد کسی که قبلا دوستش داشتیم میکنیم

when instead

باید به جای این کار

we should be perfecting the love we give

در عشقی که داریم ابراز میکنیم کامل باشیم

 

Never abandon an old friend

هیچوقت یه دوست قدیمیت رو ترک نکن

You will never find one who can take their place

 

چون هیچ زمانی کسی جای اون رو نخواهد گرفت

Friendship is like wine

دوستی مثل شراب میمونه

 older it gets better as it grows

که هر چی کهنه تر بشه ارزشش بیشتر میشه

 

When people talk behind your back, what does it  mean?

وقتی مردم پشت سرت حرف میزنن چه مفهومی داره ؟

Simple ! It means that you are two steps ahead of them

خیلی ساده ! یعنی این که تو دو قدم از اون ها جلوتری

So, keep moving ahead in Life

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

 

 

ديگر اين پنجره بگشاي که من

به ستوه آمدم از اين شب تنگ

ديرگاهي است که من در دل اين شام سياه

پشت اين پنجره بيدار وخموش

مانده ام چشم به راه

همه چشم وهمه گوش

مست آن بانگ دلاويز که ميايد نرم

محو آن اختر شبتاب که ميسوزد گرم

مات اين پرده شبگير که مي بازد رنگ

آري اين پنجره بگشاي که صبح

ميدرخشد پس اين پرده ي تار

 

 

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

+نوشته شده در سه شنبه 31 فروردین1389ساعت23:13توسط ღღ..ترنج..ღღ | |

 

طعم عشق،یه قطره اشک بود

قطره‌ دلش‌ دريا می‌خواست. خيلی‌ وقت‌ بود كه‌ به‌ خدا گفته‌ بود.

هر بار خدا می ‌گفت: از قطره‌ تا دريا راهی ‌ست‌ طولانی. راهی‌ از رنج‌ و

عشق‌ و صبوری.

 هر قطره‌ را لياقت‌ دريا نيست.

قطره‌ عبور كرد و گذشت. قطره‌ پشت‌ سر گذاشت.

قطره‌ ايستاد و منجمد شد. قطره‌ روان‌ شد و راه‌ افتاد. قطره‌ از دست‌ داد و به‌ آسمان‌ رفت. و

 هر بار چيزی‌ از رنج‌ و عشق‌ و صبوری‌ آموخت.

تا روزی‌ كه‌ خدا گفت: امروز روز توست. روز دريا شدن. خدا قطره‌ را به‌ دريا

رساند. قطره‌ طعم‌

دريا را چشيد. طعم‌ دريا شدن‌ را. اما...

روزی‌ قطره‌ به‌ خدا گفت: از دريا بزرگتر، آری از دريا بزرگتر هم‌ هست؟

خدا گفت: هست.

قطره‌ گفت: پس‌ من‌ آن‌ را می خواهم. بزرگترين‌ را. بی نهايت‌ را.

خدا قطره‌ را برداشت‌ و در قلب‌ آدم‌ گذاشت‌ و گفت: اينجا بی ‌نهايت‌ است.

 

 

 

 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

شکست عشق

تقدیم به کسانی که عروسک معشوق شده اند

رازقی پر پر شد.

          باغ در چله نشست.

تو به خاک افتادی.         

  کمر عشق شکست.

ما نشستیم و تماشا کردیم...

....

دلم میخواد گریه کنم        برای قتل عامه گل

                برای مرگ رازقی    دلم میخواد گریه کنم.

برای نابودی عشق          واسه  زوال عاشقی..

...

وقتی که  قلبا و گل ها      شکسته و پرپر شدن.

وقتی که باغچه های عشق

                               سوختن و خاکستر شدن

من و تو از گل کاغذی    باغچه ای داشتیم توی خواب.

با  خشت های مقوایی     خونه می ساختیم روی آب

وقتی که ما تو جشن شب   ستاره بارون میشدیم.

وقتی که پشت سنگره  سایه ها پنهون میشدیم.

از نوکه باله کفترا  خونه پریدن میچکید..

صدای بیداری عشق

رو   خواب شب

خط میکشید.

...

از پشت دیوارهای شهر

انگار

صدای پا میاد!!...

آواز خونه در به در

انگار

 یه هم صدا می خواد..

ابر سیاه رفتنیه...

خورشید دوباره در می آد..

دو باره باغچه گل میده...

از

      عاشقا....

                خبر می آید..

 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

+نوشته شده در یکشنبه 20 دی1388ساعت22:22توسط ღღ..ترنج..ღღ | |

باز دلش گرفته بود .

 

اما به جای اینکه بره سراغ خدا همش دلش رو برمی داشت می زد زیر بغلش و می رفت در

خونه ی این و اون .

تق تق ..

-کیه ؟

منم یه غریبه ! دنبال یکی می گردم که ....راستی آقا شما یه دل داری که ...؟

-         نه داشتم دادم به یکی برد دیگه بهم نداد .   

در خونه ی بعدی ...  

تق تق تق ....

- کییههههه ؟

( دستاشو با ترس می بره جلو صورتشو می گه ) بخشید شما دلتو می دی اینو از تنهایی در

 بیارم ؟

-         ببینم ...؟ ( یه نیگاه میندازه ) نه .. به درد من نمی خوره برو خونتون بچه جون...

آقا .. خانوم .... من دلمو به کی بدم ... داره می می ره ... یکی نمیاد به دادش برسه ؟

وقت نمازه ...با بی حوصلگی رفت سجادشو مثل همیشه نامنظم ولو کرد وسط اتاق و شروع

کرد به نماز... الله اکبر...

تو نماز همش دنبال این بود که برم پیش کی؟

هی به خودش گفت من به یکی احتیاج دارم که حرفام رو گوش بده ...

یکی که مونسم باشه ...

یکی که تو تنهاییم بتونم باهاش خلوت کنم ...  

یکی که ...

تو همین گیر و دار بود که نمازش تموم میشه .

میاد سجاده رو بزاره روی طاقچه که ، یه دفعه دستش می گیره به کتابی که رو طاقچه بود و

از اون بالا میفته پایین .

میاد کتاب رو بر داره . با ناراحتی به تیکه کاغذی که از وسطش دراومده بود نگاه میندازه .

چشمش به یه نوشته ای افتاد که ....

که انگار یه نوازش مهربونی وجودش رو تکون داد :

بنده ی من ! آن گاه که به نماز می ایستی ، آنگونه با تو صحبت می کنم که گویی همین یک

بنده را دارم . اما تو با من آنچنان صحبت می کنی که گویی هزاران خدا داری .

 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

 

لیلی زیر درخت انار نشست.

درخت عاشق شد،گل داد،سرخ سرخ.

گل ها انار شد،داغ داغ.هر اناری هزار تا دانه داشت.

دانه ها عاشق بودند،دانه ها توی انار جا نمی شدند.

انار کوچک بود.دانه ها ترکیدند.انار ترک برداشت.

خون انار روی دست لیلی چکید.

لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید.مجنون به لیلی اش رسید.

خدا گفت:راز رسیدن فقط همین بود.

کافی است انار دلت ترک بردارد.

 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

 

+نوشته شده در یکشنبه 20 دی1388ساعت22:22توسط ღღ..ترنج..ღღ |

الو ... الو ... سلام کسی اونجا نیست ؟؟؟ مگه اونجا خونه ی خدا نیست ؟ پس چرا کسی جواب نمیده ؟

یهو یه صدای مهربون بگوش کودک نواخته شد! مثل صدای یه فرشته ... - بله با کی کار داری کوچولو ؟

خدا هست ؟ باهاش قرار داشتم، قول داده امشب جوابمو بده - بگو من میشنوم کودک متعجب پرسید :

مگه تو خدایی ؟ من با خود خدا کار دارم ... - هر چی میخوای به من بگو قول میدم به خدا بگم صدای

بغض آلودش آهسته گفت یعنی خدام منو دوست نداره ؟؟؟ - فرشته ساکت بود. بعد از مکثی نه چندان

طولانی گفت نه خدا خیلی دوستت داره. مگه کسی میتونه تو رو دوست نداشته باشه؟ بلور اشکی که

در چشمانش حلقه زده بود با فشار بغض شکست و بر روی گونه اش غلطید و با همان بغض گفت : اصلا

اگه نگی خدا باهام حرف بزنه گریه میکنما ... بعد از چند لحظه هیاهوی سکوت شکسته شد : ندایی

صدایش در گوش و جان کودک طنین انداز شد : بگو زیبا بگو. هر آنچه را که بر دل کوچکت سنگینی میکند

بگو ... دیگر بغض امانش را بریده بود بلند بلند گریه کرد و گفت : خدا جون خدای مهربون، خدای قشنگم

میخواستم بهت بگم تو رو خدا نذار بزرگ شم تو رو خدا ... چرا ؟ ولی این مخالف با تقدیره. چرا دوست

نداری بزرگ بشی؟ آخه خدا من خیلی تو رو دوست دارم قد مامانم، ده تا دوستت دارم. اگه بزرگ شم

نکنه مثل بقیه فراموشت کنم؟ نکنه یادم بره که یه روزی بهت زنگ زدم ؟ نکنه یادم بره هر شب باهات قرار

داشتم؟ مثل بقیه که بزرگ شدن و حرف منو نمی فهمن. مثل بقیه که بزرگن و فکر میکنن من الکی میگم

با تو دوستم. مگه ما با هم دوست نیستیم؟ پس چرا کسی حرفمو باور نمیکنه ؟ خدا چرا بزرگا حرفاشون

سخت سخته؟ مگه اینطوری نمی شه باهات حرف زد ؟! خدا پس از تمام شدن گریه های کودک : آدم ،

محبوب ترین مخلوق من ، چه زود خاطراتش رو به ازای بزرگ شدن فراموش میکنه ، کاش همه مثل تو به

جای خواسته های عجیب من رو از خودم طلب میکردند تا تمام دنیا در دستشان جا میگرفت. کاش همه

مثل تو مرا برای خودم و نه برای خودخواهی شان میخواستند. دنیا خیلی برای تو کوچک است ... بیا تا

برای همیشه کوچک بمانی و هرگز بزرگ نشوی ... و کودک کنار گوشی تلفن، درحالی که لبخندی

شیرین بر لب داشت در آغوش خدا به خوابی عمیق و شگفت انگیز فرو رفته بود ...

 

 

 

+نوشته شده در یکشنبه 5 مهر1388ساعت21:3توسط ღღ..ترنج..ღღ |

 

برگی از دفتر شعر...

 

 

 

" حميد مصدق خرداد 1343" 


*تو به من خنديدي و نمي دانستي

من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم

باغبان از پي من تند دويد

سيب را دست تو ديد

غضب آلود به من كرد نگاه

سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك

و تو رفتي و هنوز،

سالهاست كه در گوش من آرام آرام

خش خش گام تو تكرار كنان مي دهد آزارم

و من انديشه كنان غرق در اين پندارم

كه چرا باغچه كوچك ما سيب نداشت

 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com


 " جواب زيباي فروغ فرخ زاد به حميد مصدق"

من به تو خنديدم

چون كه مي دانستم

تو به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدي

پدرم از پي تو تند دويد

و نمي دانستي باغبان باغچه همسايه

پدر پير من است

من به تو خنديدم

تا كه با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم

بغض چشمان تو ليك لرزه انداخت به دستان من و

سيب دندان زده از دست من افتاد به خاك

دل من گفت: برو

چون نمي خواست به خاطر بسپارد گريه تلخ تو را ...

و من رفتم و هنوز سالهاست كه در ذهن من آرام آرام

حيرت و بغض تو تكرار كنان

مي دهد آزارم

و من انديشه كنان غرق در اين پندارم

كه چه مي شد اگر باغچه خانه ما سيب نداشت

 

 

 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

 

خدایا چقدر دیر بیدار شدم

              اگر تو نباشی هیچ چیز قشنگ نیست

                             ماه باید پایین بیاید و بر اولین پله خانه قدیمی ام بنشیند

                                                                   دریا باید در الونک متروک ساحل به خواب برود

                                                   و پروانه ها باید انقدر در سرما بمانند تا خشک شوند

                                                                                      خدایا چقدر فرصتم کوتاه است

                                                                  تا فنجانی چای میخورم

                                            روز جزا فرا میرسد واسرافیل از شیشه قیامت به من زل میزند

                        مهربانی های غلیظ تو امیدوارم میکند

                                         بر میخیزم ساعتم را کوک می کنم و روی اینه ها دستمال میکشم

           نامه های پیامبران را در کیفم می گذارم و به راهم ادامه میدهم

 

 

 

 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

                                                                 بی بهانه می نویسم

                                                                               چون حرفهایم به اخر خط رسیده

                                             بی بهانه می خندم چون دلیلی برای گریه ندارم

                               کاش میشد با تو همراه شد کاش میشد

                                                                         کاش....

                                                                کاش ......

                                  نمی دانم راست میگوید که دیگر برای دیدنم عجله ای ندارد

                                                                                   شاید باور کرده که من مرده ام ....

 

 

 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

                                   به تو گفتم منو عاشق نکن ديوونه ميشم

                                                                        منو از خونه آواره نکن بي خونه ميشم

                                                                                         به تو گفتم!!!

                                                                                                                     نگفتم؟!!!
 

                                                  خطر کردي نترسيدي منو دلداده کردي

                                                                      تو کردي هرچي با اين ساکته افتاده کردي

                                             ديگه از کوچهء من راهه برگشتن نداري

                                                                     منم دوست و منم دشمن کسي جز من نداري

                                                                                                                       به تو گفتم!!!

                                                                             نگفتم؟!!!

                                                                                      نگفتم دل من بي اعتباره

                                                                اگه عاشق بشه پروا نداره

                                                                                         نمي فهمه خطر اين مرغ بيدل

                                                     قفس ميشکنه ميره تا ستاره

                                                                                                    به تو گفتم!!!

                                                                                    نگفتم؟!!!

                                                                              به تو گفتم اگه مستم کني مثل پرنده

                                                   ديگه از من نپرس مستيه عاشق چون و چنده

                                                                                چنان دلسوخته ميزنم به اسمت زير آواز

                                                                      که آوازهء من راهه فرارتو ببنده

                                                                                                                    به تو گفتم!!!

                                                                                                    نگفتم؟!!!

 

 

 

 

 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

 

زمستون برای تو قشنگه پشت شیشه

بهاره زمستونا برای تو همیشه

تو مثل من زمستونی نداری که باشه لحظه چشم انتظاری

گلدونه خالی ندیدی نشسته زیر بارون٬گلای کاغذی داری تو گلدون

تو عاشق نبودی که بدونی تلخه روزایه جدایی

مثه من که بی تو نشستم زیر بارون زمستون

دل را اگر دادی به دیگری بگو بگو

از من تو پیدا کردی بهتری بگو بگو

دل را به این و آن سپردن خود گناهه

از بام من می خوای که بپری بگو بگو

گفتم که عمر این سفر کوتاهه کوتاهه

گفتی که یاد من همیشه با تو همراهه

گفتم مبادا جای من را دیگری گیرد

گفتی که منتظر نشستن آخرین راهه

حالا که برگشتم با آرزوهایم دست قشنگ تو در دست من سرده

دید نگاه تو دیگه بر نمی گرده

 

 

+نوشته شده در یکشنبه 5 مهر1388ساعت1:51توسط ღღ..ترنج..ღღ | |

 

 

وقتی می خواهم برای تو بنویسم ، دوست دارم از هر آنچه در طبیعت است کمک بگیرم ، از یک گل سرخ

تنها در بیشه ای بی نشان ، از کبوتری که در ابرها لانه دارد ،از چشمه ای زلال ، آنقدر زلال که انسان

حیفش آید قطره ای از آن بنوشد ، از شاپرکی که صدای خود را صیقل داده ، از پروانه ای که هر روز زیباتر

می شود ، از کوهی که هیچ پایی به قله اش نرسیده ، از دریایی که هیچ دستی کاکل موجهایش را

لمس نکرده ، از قصه ای که هیچ گوشی آن را نشنیده ، از شعری که هیچ شاعری آن را نسروده و از

تصویری که هیچ نقاشی آن را نکشیده است.


وقتی می خواهم برای تو بنویسم ،دوست دارم از هر چه در کائنات است ، کمک بگیرم دوست دارم

ستاره ها را آب کنم و به جای جوهر در قلمم بریزم تا کلمه ها یم نورانی شوند.دوست دارم در خلوت ترین

نقطه ماه بنشینم وحرف دلم را برای تو بنویسم.


دلم نمی خواهد هیچ کس ، حتی فرشته هایی که در دو طرف شانه ام زندگی می کنند ،حرفهایم را

بشنوند.



من تو را در همه ی ای کاش هایم می بینم . تو را در همه دلواپسی ها و دلشوره هایم در اشکها و

شادی کودکانه ام ، در حسرتها و آهها و در سوز گداز هایم می بینم . من هر دری را به امید آمدن تو باز

میکنم و هر دفتر چه ای را به امید خواندن نام تو ورق می زنم .



من در ترنم هر نغمه و آهنگی تو را می جویم و با گل و نسیم و گلاب از تو می گویم .



با کلمه ها نمی توانم با تو حرف بزنم کاش حرفهای ساکتم را می شنیدی حرفهایی که در چشمهایم

زندگی می کنند حرفهایی که هیچ گاه نتوانسته ام به زبان بیاورم به آویشن و سوسن و شبنم قسم ،

این حرفها سالهاست که منتظرند تا به تو برسند .



می خواهم برایت آسمانی بسازم و خورشیدی که هیچ گاه غروب نکند می خواهم برایت کهکشانی

بسازم که پای هیچ فرشته ای به آنجا نرسیده باشد . می خواهم برایت زمینی دیگربیا فرینم و پرندگانی

دیگر و گلها و جنگلی تازه و دریایی تازه تر .

می خواهم قلبم شعله ای آبی و گیرا باشد و من در پرتو آن تا روز قیامت بسوزم و تو را تماشا کنم

 

 

 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

 

از خدا خواستم تا دردهایم را از من بگیرد

خدا گفت : نه !

رها کردن کار توست ، تو باید از آن ها دست بکشی .

از خدا خواستم تا شکیبایی ام بخشد ،

خدا گفت : نه !

شکیبایی زاده ی رنج و سختی است ، شکیبایی

بخشیدنی نیست ، به دست آوردنی است .

از خدا خواستم تا خوشی و سعادت ام بخشد ،

خدا گفت : نه !

من به تو نعمت و برکت داده ام ، حال با توست که

سعادت را فراچنگ آوری .

از خدا خواستم تا از رنج هایم بکاهد ،

خدا گفت : نه !

رنج و سختی ، تو را از دنیا دورتر و دورتر و به من نزدیک

تر و نزدیک تر می کند .

از خدا خواستم تا روحم را تعالی بخشید ،

خدا گفت : نه !

بایسته آن است که تو خود سربرآوری و ببالی اما من تو

را هرس خواهم کرد تا سودمند و پرثمر شوی .

من هر چیزی را که به گمانم در زندگی لذت می آفرید از

خدا خواستم ، و باز خدا گفت : نه !

من به تو زندگی خواهم داد ، تا تو خود را از هر چیزی

لذتی به کف آری .

از خدا خواستم یاری ام دهد تا دیگران را دوست بدارم ،

همان گونه که او مرا دوست دارد ،

و خدا گفت : آه ، سرانجام چیزی خواستی تا من اجابت کنم !

 

 

 

 

 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

 

 

 

اگر دروغ  رنگ داشت هر روز شاید

ده ها رنگین کمان از دهان ما نطفه می بست

و بی رنگی کمیاب ترین چیزها بود

اگر عشق ارتفاع داشت

من زمین را زیر پای خود داشتم

و تو هیچ گاه عزم صعود نمی کردی

آنگاه شاید پرچم کهربایی مرا در قله ها به تمسخر می گرفتی

اگر گناه وزن داشت هیچ کس را توان آن نبود که گامی بردارد

اگر دیوار نبود نزدیکتر بودیم, همه وسعت دنیا یک خانه می شد

و تمام محتوای سفره سهم همه بود

 و هیچ کس در پشت هیچ ناکجایی پنهان نمی شد

اگر خواب حقیقت داشت

 همیشه با تو در آن ساحل سبز لبریز از نا باوری بودم

اگر همه سکه داشتند, دلها سکه را بیش از خدا نمی پرستیدند

و یکنفر کنار خیابان خواب گندم نمی دید

تا دیگری از سر جوانمردی بی ارزشترین سکه اش را نثار او کند

اگر مرگ نبود زندگی بی ارزشترین کالا بود, زیبایی نبود, خوبی هم شاید

اگر عشق نبود به کدامین بهانه می خندیدیم و می گریستیم؟

کدام لحظه ناب را اندیشه می کردیم؟

چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟

آری بیگمان پیش تر از اینها مرده بودیم, اگر عشق نبود

اگر کینه نبود قلبها تمام حجم خود را در اختیار عشق می گذاشتند

و من با دستانی که زخم خورده توست

گیسوان بلند تو را نوازش می کردم

و تو سنگی را که من به شیشه ات زده بودم به یادگار نگه می داشتی و

ما پیمانه هایمان را شبهای مهتابی به سلامتی دشمنانمان پر می کردیم

 

 

+نوشته شده در یکشنبه 5 مهر1388ساعت0:24توسط ღღ..ترنج..ღღ |

کرم شب تاب به پروانه ای که روی یک گل در نزدیکی اش

 

نشسته بود نگاه انداخت و با حیرت گفت :آه ، تو چقدر زیبای  بعد

 

لحظه ای سکوت کرد و پرسید می شود تو را دوست داشته باشم ؟

 

پروانه یکه خورد از کرم شب تاب پرسید : دوست داشتن من برای

 

تو چه فاید ه ای دارد

 

کرم شب تاب بدون درنگ پاسخ داد : آن وقت می توانم از نیروی

 

دوست داشتن تو چنان درخشان بتابم که تا به حال هیچ کرم شب

 

تابی نتابیده باشد .

 

پروانه پرسید : درخشان تابیدن تو چه فایده ای برای من دارد ؟

 

کرم شب تاب  پاسخ داد: وقتی من آنقدر درخشان بتابم کرم شب

 

تاب های زیادی توجه شان به من جلب می شود می آیند و علت

 

آنرا از من می پرسند . آن وقت من با آن چنان شوری زیبای تو را

 

برای آنها توصیف خواهم کرد که عاشقت شوند و درخشان تر

 

بتابند . آن وقت فکرش را بکن ! یک باغ بزرگ  کرم شب تاب

 

درخشان خواهیم داشت که همه عاشق زیبای تواند .

 

پروانه به کرم شب تاب خندید و گفت : دوستم داشته باش .

 

 

+نوشته شده در یکشنبه 1 شهریور1388ساعت15:15توسط ღღ..ترنج..ღღ |

 

گذر روزهایی که از دست میرود دلگیرم میکند !

گویی زمان هم مرا از یاد برده !

دیگر روزها برایم کم میشوند

و شب ها به سرعت تمام میشوند !

زندگی به تمامی مرا در خود حل کرده و من تنهای تنها

کم کم میان این همه درد محو می شوم !

قلب کوچکم همچون قلب پرنده ای درمیان قفس میزند

و من از ترس به خود میلرزم !

خدایا ؛ انتهای راه زندگی ام کجاست ؟!

چرا سرعت روزهای از دست رفته

مرا اینچنین بهم می ریزد ؟!

چگونه یادت کنم که از یادم نروی ؟!

گاهی همچون کوه میشوم اما

درونم آتشفشانی خفته ! و مرا از درون میسوزاند !

بیا ...

بیا و یاریم کن که من تنها به امید تو کوه میشوم

وگرنه گردو غباری بیش نیستم !

از میان روزهای زندگی ام

تنها کودکی هایم را به من باز گردان ...

دلتنگم ...

دلتنگ بازیهای کودکانه

و مست شدن از عطر گل یاس باغچه

نمی خواهم به هیچ چیز فکر کنم !

تنها میخواهم در کودکی هایم باشم و با خدایم ...

 

 بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

من به اندازه شب هاي زمستان تنها

و به اندازه ي يك ميوه ي تابستان سرد

و به اندازه يك روز بهاري نمناك

و به اندازه مرگم ساكت.....

لحظه ي مرگ چه زمان مي شكفد؟

چه كسي مي آيد كه بخواند با من شعر تنهايي من را با دل؟

و چه كسي مي فهمد من به اندازه ي پاييز سكوتم تلخ است؟

و چه كسي مي داند من گرفتار كدامين گنه خود شده ام؟

كه به مثل تنه ي خشك درخت داركوب ها به همسايگيم آمده اند

و مثل گنداب ته باغ وزاغان مرثيه خوانم شده اند

چه كسي مي داند؟؟؟؟؟

من چرا در پي كرم شب تاب ام؟

من چرا در پي هر روشني چشم نواز كاسه به دست

به گدايي سر سوزني از نور شتابان رفتم؟؟

چه كسي مي فهمد؟

من همان آفتاب گردان حقيرم كه به هنگام طلوع

گردن افتاده خود را به اميد نگه داغ تو

در هر طرفي چرخاندم

تو نديدي تو نفهميدي ندانستي

تا كه بازت يابم

تا كه يك بار دگر قبل از مرگ

بپرستم همه ي روشنيت را با عشق

و بپرسم چه كسي مي داند لحظه ي مرگ چه زمان مي شكفد؟؟؟؟؟؟

چه کسی میداند

 

 بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

زندگی هيچ وقت اونجور که فکر ميکنی نيست زندگی هيچ

وقت باب ميل تو پيش نميره ... ولی هميشه هم توش شاديه

هم غم ...تنهايی سردش ميکنه باز عشق سرماشو ميگيره..

اين تويی که مهم ترين نقشو تو زندگی ايفا ميکنی تويی که مي تونی هميشه گرمش نگه داری و يا اون

و از سرما به يخ بشونی....

مهم ترين چيز اينه که ياد داشته باشی گذشت کنی .

..فراموش کنی ..دوست داشته باشی...عشق بورزی...و تو

اغوشت بگيری و طعم شيرينشو خودت بچشی وقتی دلت گ

رفته ياد بگيری اشک بريزی اونم رو شونه های مهربون

نازنينت ... وقتی سردت شد تو غربت تنهايی بپری تو بغلش

وخودت و مچاله کنی واونم با دستاش نوازشت کنه ...

ميبينی شنيدن اين حرفها هم ادم و گرم ميکنه چی برسه...

اما... اما دوری... اما بی او بودن... اما تنهايی روزهارو

شب کردن... اما بی او به خواب رفتن.... سخت نيست بلکه

طاقت فرساست توی تنهايی دل به غصه دادن مثل پروانه

سوختن... بی او اشک ريختن ... و بی همدم خوابيدن..

ميبينی چقدر سردت شد منم دارم ميلرزم... اميد با تو بودنه

که نميزاره سرما غلبه کنه به وجود عشقت روزگار کثيف

...ازت متنفرم...بدم مياد اسمتو رو لب بيارم.. خدايا تنهام نزار بی تو هيچم

 

 بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

زندگی دفتری از خاطره هاست

                                             یک نفر در دل شب

یک نفر در دل خاک

                                           یک نفر همدم خوشبختی هاست

یک نفر همسفر سختی هاست

                                          چشم تا باز کنیم، عمرمان می گذرد

ما همه همسفریم...

 

 بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

گفتار پیر هرات

 

الهی !گدای کوی تو به کار خود شادان است

 

هر که گدای تو شد در دو عالم سلطان است

 

الهی !تا از مهر تو اثر آمد ، دیگر مهرها همه به سر آمد

 

الهی ! به غم محبت تو شادیم و به غایت محنت تو آبادیم ، نه به

 

خویشتن  به تو افتادیم .

 

الهی ! بی الم های تو جای شادی نیست و جز از بندگیت روی

 

آزادی نیست .

 

الهی ! همچو بید برخود می  لرزم که مبادا آخر به جوی نریزم .

 

الهی ! نزدیکت نشان می دهند و دورتر از آنی  و دورتر می

 

پندارند و نزدیکتر از جانی

 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

+نوشته شده در یکشنبه 1 شهریور1388ساعت14:14توسط ღღ..ترنج..ღღ |

سلامی به بزرگی دل کوچک کودکان

امیدوارم که حال همه دوستان گلم خوب باشه از همه

شما صمیمانه تشکر می کنم که منو مورد لطف خودتون

قرار دادید و به کلبه تنهای من سر می زنید امیدوارم که

آپ جدیدم به دل بشینه از حضور سبز همتون تشکر می کنم همتون و دوست دارم   نظر یادتون نره

+نوشته شده در پنجشنبه 1 مرداد1388ساعت22:22توسط ღღ..ترنج..ღღ |

نزدیک تر از همه عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

لا به لای تفکرات در هم تنیده همچون تارهای عنکبوت انسان های امروزی ، جز حیرانی و سر گشتگی چیزی پیدا نمی توان کرد . انبوهی از فکر، ایده و تخیل که هر یک برتری را از آن خویش می دانند. کلافی سر در گم وانسان هایی سر در گم تر و آشنایی که غریبه شده لای این تارها ، فکر ها ، ایده ها ...

گاهی همه چیز را گم می کنی . چشم می چرخانی روی میز ،دفتر ،کتاب و حتی درو دیوار اتاق و هیچ چیز را پیدا نمی کنی . انگار کل زمین در حجمی گنگ از پر سشهای بی پاسخ تو فرو رفته . یک مشت سوال را ریخته ای توی جیب هایت و هی می گردی و کم تر پیدا می کنی . می دوی ،توی سرما ، گرما ف زمین می خوری و دوباره به زحمت بلند می شوی و سر گردان تر از قبل می روی و هیچ چیز را پیدا نمی کنی . نه خودش و نه نشانه هایش را ... ولی تو در اشتباهی ، او همینجاست ! پیش من ، پیش تو ، پیش همه و نگران من ف تو ، همه ... نه فقط همین حتلا ف او همیشه هست . وقتی که خوابیده ای ف وقتی که راه می روی ، حتی وقتی که نشسته ای توی ماشین و زل زد های به خیابان و ترافیک ، باز هم نشسته کنار تو ، برای پیدا کردنش به دور دست ها نرو . او از رگ گردنت به تو نزدیک تر است ...

 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com 

سلام بهونه قشنگم برای زندگی ...عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

مدتی می شد که ازت بی خبر بودم ، مدتی می شد که رامو گم کرده بودم ولی بازم اومدم . یعنی راستشو اگه بخوای باز آوردیم . راستی همیشه می خواستمک بدونم که چرا با اینکه من همیشه قهر می کنم و میذارم میرم ولی بازم این تویی که میای دنبالم ... ؟

هر چند می دونم چرا ... میدونم که دوسم داری ، میدونم که هوامو داری ولی نمی دونم چرا فراموشم میشه ... گاهی اونقدر سر گرم میشم که اصلا یادم میره چی کارم . ولی اگه راستشو بخوای ، همیشه خیالم راحته ؛ چونکه به قول معروف : ((من خدایی چون تو دارم و تو در عرش کبریاییت چون خودی نداری ))

خیلی جالبه ها . من کسی رو دارم که همیشه به یادمه ، همیشه هوامو داره ، بدون اینکه حتی کو چکترین کاری رو براش انجام داده باشم .

کسی رو دارم که خیلی راحت ، هر لحظه و هر جا کارش داشته باشم بهش میگم . نه منشی داره نه باید ازش وقت قبلی بگیرم و نه باید بگردم و پیداش کنم چون همیشه و همه جا باهامه . مگه نشنیدی که خودش میگه : (( من حتی از رگ گردن هم به شما نزدیکترم ))

قربونت برم خدا چقدر غریبی ...

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

خداتنهامعشوقی است که عاشقانی داردکه هیچ یک ازبودن دیگری ناراضی نیست و

هیچگاه یکی ازآنهامعشوقش راتنها برای خود نمی خواهد.

 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com 

 

فرشتگان روزی ازخدا پرسیدند:بار خدایا تو که بشر رااین قدر دوست داری غم راچرا آفریدی ؟

خداوند گفت:غم رابه خاطرخودم آفریدم چون این مخلوق که من خوب می شناسمش تا غمگین نباشد به یاد خالق نمی افتد.

 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com 

روزهاگذشت وگنجشک با خدا هیچ نگفت .فرشتگان سراغش راازخداگرفتند.وخداهرباربه فرشتگان این گونه می گفت :می آید من تنها گوشی هستم که غصه هایش رامی شنود ویگانه قلبی ام که دردهایش رادرخودنگه می دارد.

سرانجام گنجشک روی شاخه ای ازدرخت دنیا نشست .

فرشتگان چشم به لب هایش دوختند.گنجشک هیچ نگفت وخدالب به سخن گشود:با من بگوازآن چه سنگینی سینه توست .

گنجشک گفت :لانه کوچکی داشتم آرامگاه خستگی هایم بودوسرپناه بی کسی ام توهمان راهم ازمن گرفتی این طوفان بی موقع چه بود؟

چه می خواستی ازلانه محقرم؟کجای دنیاراگرفته بود؟

وسنگینی بغض راه برکلامش بست .سکوتی درعرش طنین اندازشد.

فرشتگان همه سر به زیر انداختند. خدا گفت :ماری درراه لانه ات بودخواب بودی بادراگفتم تالانه ات راواژگون کند.آنگاه توازکمین مارپرگشودی گنجشک خیره درخدایی خدامانده بود.

خداگفت:وچه بسیاربلاها که به واسطه محبتم ازتودور کردم وتوندانسته به دشمنی ام برخواستی .

اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود. ناگاه چیزی دردرونش فرو ریخت .

هاهای گریه هایش ملکوت خدا راپرکرد.

 

 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir 

عاشقانه ها

نم نم بخوان برای من از عاشقانه ها

تا بشکند سکوت لب رودخانه ها

یک چشمه از بهار تو کافیست تا شوند

غرق گل و شکوفه وشعر آشیانه ها

بی تو دلم کشیده به بند کبوتر یست

در گیر در طلسم شب چارخانه ها

موج صدای شعر تو کو ؟تا که بشکفد

روی تن نحیف درختم جوانه ها

تابوت خاطرات تو آرام می برد

سنگینی هوای شبم را به شانه ها

امشب به گریه ها ی دلم فکر می کنم

آری تویی تو باعث هر چه بها نه ها

دیگر مرا بدون تو راضی نمی کند

موسیقی بدون کلام ترانه ها

 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com 

 

 

 

 

یاد آن روز به خیر           یاد آن روز به خیر

پشت آن کوه بلند

سر آن تپه ی پست

من و تو

پا به پا ، دست به دست

پاهامان بوسه می داد به آن تپه ی مست

می دویدیم در آن حجم هوای روشن

بی خبر از همه تزویر و ریا

پاک تر از کف دست

و نگاهی که گره می خورد به یک بو ته ی گل

یا به یک ساقه ی آرام برون رسته ز خاک کف

آن تپه ی پست

همه را یادم هست

آری همه را یادم هست

ولی افسوس ،

پس از آن روز قشنگ

رشته ی آن همه پیوند گسست

یاد آن روز به خیر

پشت آن کوه بلند

سر آن تپه ی پست ...

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com 

در حضور واژه های بی نفس
صدای تیک تیک ساعت را گوش کن
شاید مرهم درد ثانیه ها را پیدا کنی

 

این شب ها
چشم های من خسته است
گاهی اشک ، گاهی انتظار
این سهم چشم های من است

 

مترسک ناز می کند
کلاغ ها فریاد می زنند
و من سکوت می کنم....
این مزرعه ی زندگی من است
خشک و بی نشان

 

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم

 

صدای جیر جیرک ها به گوش می رسد
سکوت را نوازش می دهند
و جای خالی آدم های شب نشین را
با نگاهی معصومانه پر می کنند

 

در امتداد نگاه تو
لحظه های انتظار شکسته می شود
و بغض تنهایی من
مغلوب وجود تو می شود

 

ببین اندام تنهاییم را
که در لحظه های خاکستری
در انتظار طلوع خورشید است

 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com 

 

 

رفته بودم سر حوض

تا ببینم شاید عکس تنهایی خودرادرآب

آبی در حوض نبود

تواگردرتپش باغ خدارادیدی همت کن وبگو ماهیها حوضشان بی آب است

باد می رفت به سر وقت چنار

من به سر وقت خدامی رفتم

 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

کوچه

بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم

شدم آن عاشق دیوانه که بودم

در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید

باغ صد خاطره خندید

عطر صد خاطره پیچید

یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم

پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت

من همه محو تماشای نگاهت

آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشه ماه فرو ریخته در آب

شاخه ها دست بر آورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ

یادم آمد تو به من گفتی

از این عشق حذر کن

لحظه ای چند بر آب نظر کن

آب اینه عشق گذران است

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است

باش فردا ، که دلت با دگران است

تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن

با تو گفتم

حذر از عشق ندانم

سفر از پیش تو

هرگز نتوانم

روز اول که دل من به تمنای تو پر زد

چون کبوتر لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدی

من نه رمیدم

نه گسستم

باز گفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم

تا به دام تو در افتم ، همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم

سفر از پیش تو هرگز

نتوانم ، نتوانم

اشکی از شاخه فرو ریخت

مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت

اشک در چشم تو لرزید

ماه بر عشق تو خندید

یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم

((فریدون مشیری))

 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

دلم گرفته است

دلم گرفته است

به ایوان می روم و انگشتانم را

بر پوست کشیده شب می کشم

چراغ ها رابط تاریکیند

کسی مرا به آفتاب

معرفی نخواهد کرد

کسی مرا به میهمانی گنجشکها نخواهد برد

پرواز را به خاطر بسپار

پرنده مردنی است

بعدها

مرگ من روزی فرا خواهد رسید

در بهاری روشن از امواج نور

در زمستانی غبار آلود و دور

یا خزانی خالی از فریاد و شور

مرگ من روزی فرا خواهد رسید

روزی از این تلخ و شیرین روزها

روز پوچی همچو روزان دگر

سایه ای از امروزها دیروزها

دیدگانم همچو دالانهای تار

گونه هایم مرمر های سرد

ناهگان خوابی مرا خواهد ربود

من تهی خواهم شد از فریاد درد

میخزند آرام روی دفترم

دستهایم فارغ از افسون شعر

یاد می آرم که در دستان من

روزگاری شعله می زد خون شعر

خاک می خواهد مرا هر دم به خویش

می رسند از ره که در خاکم نهند

آه شاید عاشقانم نیمه شب

گل به روی گور غمناکم نهند

بعد من ناگه به یک سو می روند

پرده های تیره ی دنیای من

چشم های ناشناسی می خزند

روی کاغذ ها و دفترهای من

در اتاق کوچکم پا می نهند

بعد من با یاد من بیگانه ای

ور برم آیینه می ماند به جای

تار موئی نقش دستی شانه ای

می رمم از خویش و می مانم ز خویش

هر چه بر جای مانده ویران می شود

روح من چون بادبان قایقی

در افق ها دور پنهان می شود

می شتابند از پی هم بی شکیب

روزها و هفته ها و ماه ها

لیک دیگر پیکر سرد مرا

می فشارد خاک دامنگیر خاک

بی تو دور از ضربه های قلب تو

قلب من می پوسد آن جا زیر خاک

بعدها نام مرا باران و باد

نرم می شویند از رخسار سنگ

گور من گمنام می ماند به راه

فارغ از افسانه های نام ننگ

(( فروغ فرخ زاد ))

 

 

 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

 

 

 

some methods to have the best view of life :

take a 10-30 minute walk every day and while you walk ،smile it is the ultimate anti - depressant .

روزانه 10 تا 30 دقیقه به قدم زدن بپردازید ، ودر این حین لبخند بزنید . این برترین داروی ضد افسردگی ست .

sit in silence for at least 10 minutes each day حداقل 10 دقیقه در روز با خود خلوت کنید .

when you wake up in the morning complete the following statement ، "my purpose is to----------------------today .

صبحها که از خواب بیدار می شوید این جمله را کامل و تکرار کنید : "امروز قصد دارم ..."

live with the 3E's --Energy ،Enthusiasm ،Empathy ،and the 3F's -- faith ،Family ،FRIENDS.

با سه E زندگی کنید ؛ Energy (انرژی) ، Enthusiasm (شوق) ، Empathy (فهم و همدلی با دیگران )،

وهمینطور با سه F یعنی Faith(ایمان)، Family (خانواده)و Friends (دوستان).

try to make at least three people each day تلاش کنید هر روز حداقل سه نفر را به لبخند وادارید...

Life is too short to waste time hating anyone.زندگی کوتاه تر از آن است که وقتمان را صرف تنفر از دیگران کنیم

You don't have to win every argument . Agree to disagree. مجبور نیستید همه بحث ها و منازعات را به نفع خود تمام کنید . با مخالفتها موفقت کنید

No one is in charge of your happiness except you . جز شما کس دیگری مسئول خوشبختی تان نیست

Forgive everyone for everthing . همه را به خاطر هر چیز و همه چیز ببخشید

 بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

یک بستنی ساده

پسر بچه ای وارد یک بستنی فروشی شده و پشت میزی نشست . پیش خدمت یک لیوان آب برایش آورد . پسر بچه پرسید :یک بستنی میوه ای چند است ؟پیش خدمت پاسخ داد:"50 سنت ".پسر بچه دستش را در جیبش فرو برد وشروع به شمردن کرد .بعد پرسید:"یک بستنی ساده چقدر است ؟" در همین حال تعدادی از مشتریان در انتظار میز خالی بودند .پیش خدمت با عصبانیت پاسخ داد "35 سنت ". پسر دوباره سکه هایش را شمرد و گفت :"لطفا یک بستنی ساده" پیش خدمت بستنی را آورد وبه دنبال کار خود رفت .پسرک نیز پس از خوردن بستنی پول را به صندوق پرداخت و رفت . وقتی پیش خدمت بازگشت از آنچه دید حیرت کرد .آنجا در کنار ظرف خالی بستنی دو سکه پنج سنتی ویک سنتی گذاشته بود برای انعام پیش خدمت .

 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir 

دانش نامه امتحان

مراقب :بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

موجودی ستم کار و ریاپیشه که متاسفانه چشم و گوش وباقی حواس را هم دارد. سیستمی که نقش دزدگیر منازل را سر جلسه ایفا می کند . گالری ضد حال .

روز امتحان :بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

روزی که در آن خورشید طلوع نمی کند ،لحظه ای که در آن دانشجو می خواهد سر به تن عالم آدم نباشد .. روز لبخندهای استراتژیک .روزی که در آن دوست و دشمن با هم و در کنار هم به قربان گاه می روند.

نمره :بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

تبلور میزان دانش و مهارت دانشجو،بهانه ای همیشگی برای اعتراض . وسیله ای که استاد با آن چه ها که نمی کند !

سوال:بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

یک نوع شعور سنج استاد و دانشجو. کلمات نفرت انگیزی که به نوبت و تک تک مثل نیزه در چشم دانشجو فرو می روند انواع مختلف آن از تشریحی سیانوری تا تستی گوگوری مگوری متغیر است .

تقلب :بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

یک سری اعمال ننگین در صورت با عرضه بودن واین کاره بودن شخص امتحان دهنده آخر عاقبت خوش و خرمی دارد . نوعی هلو برو تو گلو که با توجه به درجه درایت و تیزی استادو مراقبان می تواند نوع هلویش از هسته دار و خاردار تا آب هلو با طعم موز و عشق و حال متغیر باشد . یک نوع وسیله درس پاس کن نا مشروع .

شب امتحان :بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

شب ظلمانی یلدا .شبی که در آن نسکافه و قهوه هم خواب آورتر می شوند. در این شب انسان تمام مصائب تاریخ بشر را به صورت کنسانتره نوش جان می کند . یک نوع زلزله در میان ایام سال . شب چشمهای پف کرده و دهان های کف کرده . شب رقص و پایکوبی کلمات جزوه و کتاب بر روی سلسله اعصاب محیطی و مرکزی دانشجو .

جزوه:بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

یک جور کاتالیزور که در صورت همکاری ابرو باد و مه و خورشید و اینا دانشجو را به سمت پاس شدن درس هل می دهد. تمام همه علم بشری

واما استاد:بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 منبع علم ،ژنراتوردانش ، نیروگاه انسانیت ، تبلور دانایی ، کوه توانایی ، مایه افتخار ما ، بابا تو دیگه کی هستی ترین موجود عالم !

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

موفقیت در سنین مختلف زندگی

 

تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comدر4 سالگی ... موفقیت یعنی ... خیس نکردن شلوار

تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comدر12 سالگی ... موفقیت یعنی ... پیدا کردن دوست

تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.comدر 18 سالگی ... موفقیت یعنی ... داشتن گواهینامه

تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.comدر 20 سالگی ... موفقیت یعنی ... امکان ازدواج

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comدر 35 سالگی... موفقیت یعنی ... داشتن پول

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comدر50سالگی ... موفقیت یعنی ... داشتن پول

تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.comدر 60سالگی ... موفقیت یعنی ... امکان ازدواج

تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.comدر 70 سالگی ... موفقیت یعنی ... داشتن گواهینامه

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comدر 75 سالگی ... موفقیت یعنی ... پیدا کردن دوست

تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comدر 80 سالگی ... موفقیت یعنی ... خیس نکردن شلوار

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com 

 

تعبیر خواب دانشجوی :

اگر دانشجویی (به ویژه از علمای عمران ) در خواب بیند که هردرس را یک باربگیرد و پاس کند خواب او هیچ تفسیری ندارد و باید گفت که در خواب ، خواب دیده است .

اگر کسی در خواب بیند که استادش فوت شده پس باید بداند که درسی را که با استاد گرفته است پاس خواهد کرد.

اگر دانشجویی در خواب ببیند موهایش سفید،سرش طاس و دندانهایش عاریه گشته اند ، بی شک جزو قبولی های فوق لیسانس خواهد بود .

اگر دانشجویی به خواب بیند که آشپزی می کرد و آن چه پخته بود خوشمزه بود دلیل آن است که دروس آزمایشگاهی خود را نمرات بالا پاس کند . ولی اگر آن

چه پخته بود بد مزه بود ، تعبیرش بر خلاف آن چه گفته شد ، است .

اگر دانشجویی به خواب بیند که کسی او را به دشمنی گاز گرفت ، دلیل آن است که به قدر گزیدگی از نمره پایان ترم او به ناحق کم شود . اگر به خواب بیند که دوستش او را گاز گرفت ، دلیل آن است که مشروط شده است و خود او خبر ندارد . اگر دید گاوی او را گاز گرفت دلیل آن است که گاو او زاییده است و از دانشگاه اخراج شده است .

اگر کسی به خواب بیند پاچه گوسفند می خورد ، به همان مقداری که خورده اورا نعمت و نمره می رسد و اگر بیند پاچه گاو می خورد به همان مقداری که خورده است ، در آن سال معدل الف تر می شود .

اگر دانشجویی استادش را به خواب دید که بر اسب سیاه سوار است ، دلیل آن است که آن استاد شوکت یابد و مدیر گروه شود و در همان حال سمند نیز بخرد .

واگر به خواب بیند اسب سفید سوار است دلیل آن است که عزت و جاه دنیا به دست آورد و پراید بخرد .

اگر کسی به خواب بیند که پیشانی گذارده و استادش را نیایش می کرد ، خاک بر سرش ! زیرا دلیل آن است که در پایان ترم به تعداد سجده ها محتاج نمره است و به استاد خواهش می کند اما خواهشهای او اثری نخواهد داشت (شاید اثر داشته باشد )

اگر دانشجویی درهر موقع از ترم خواب بیند که باید شهریه به حساب پربار دانشگاه جاری کند خواب او هیچ تعبیری ندارد زیرا او بیدار است .

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com 

 

استاد و دانشجو زیر ذره بین

دانشجوی عزیز ما گفت : استاد ! چون کلاس شما مختلط نیست ، درس را خوب یاد نمیگیریم .

استاد عزیز فرمودند: در کشورهای جهان سوم ، اشتباهات هنر است و هنرها معجزه

استاد عزیزما فرمودند : حقوق من به اندازه دانسته هایم است . اگر قرار بود برای چیزهایی که نمیدانم حقوق بگیرم ، کل دنیا هم کافی نبود .

استاد عزیز ما به دانشجویی که دیر آمده بود ، فرمودند: رئیس محترم ! همه کارمندانتان تشریف آورده اند .

استاد عزیز ما در پاسخ به دانشجویی که گفته بود : استاد! ما ممقالات شما را نمی فهمیم . فرمودند : "خودم هم بار اول آن ها را نمی فهمم .

استاد عزیز ما در پاسخ به دانشجویی که گفته بود : استاد ! از کلمات ابتکاری کمتر استفاده کنید ، فرمودند : " من ژنتیک سخن دارم و باید کلمات جدید و ترکیبی بسازم

استاد عزیز ما خطاب به دانشجویی که از او اجازه خارج شدن از کلاس را گرفت ، فرمودند : مرا با تخته سیاه تنها نذار .

دانشجوی عزیز ما گفت : در یکی از دانشگاههای آزاد ، برخورد بد کارمند با دانشجو مساوی است با اخراج کارمند

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com 

 

راز ماندگاری .....

هزاران سال است در فصل اعتلای خورشید ،نسیم عطر سنبل ها را از سفره ی هفت سین نوروزی بر می چیند و می افشاند بر چهره ی پر خند ایرانیان و به آنان نوید فرارسیدن نوروز را می دهد.

هزاران سال است ایرانیان به پیشواز سال نو می روند و خانه هایشان را می تکانند،جلا می بخشند واز آلودگی ها و سیاهی ها می رویند .

هزاران سال است ایرانیان با آغازین روز سال نو ، به دست بوس بزرگان خویش می روند ، عیدی می دهند و عیدی می گیرند ، شاد می شوند و شادی می کنند.

هزاران سال است ایرانیان روز سیزدهم نوروز از زود هنگام به دشت و دمن می روند و در کنار رودها به شادی می نشینند و آخرین روز جشن نوروزی را با شکوه هر چه بیشتر گرامی می دارند .

هزاران سال است ایرانیان یلدای خود را جشن می گیرند وبا یکدیگر می مانند ، دیوان حافظ در آغوش می فشرند و غزلی می خوانند .

هزاران سال است مقام زبان پارسی را پاس می دارند و ان را میراث گران قدر ناکان خویش می شمرند و در ترنمش می کوشند و بر جاهش می افزایند .

و نیک می دانیم تا زمانی که ایرانی کلام فردوسی را می گوید:

چو ایران نباشد تن من مباد

بدین بوم و بر زنده یک تن مباد

ایرانی ماندگار است و جاودان می ماند ؛ و این است آیین و راز ماندگاری ...

 

 بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

نکات روان شناسی

فشارروانی ازتغییرات اجتماعی ناشی می شود و تنها راه سالم ماندن و اجتناب از آسیب بالقوه که به وسیله فشارروانی به وجود می آید ، آموختن شیوه ی زندگی در دنیایی است که برای خود ساخته ایم . در زیر چند مورد از راه حل های که کلمن در کتاب خود برای پیشگیری ومبارزه با فشار روانی بیان می کند آورده شده است :

1) لازم نیست که رویاهایتان حتما تحقق یابند تا از آنها سود ببرید .اماباید آنهارازنده نگه دارید .

2) وقتی (نه ) گفتن برایتان دشوار است به دشوارتر بودن کارهای بیندیشید که پاسخ ((آری)) آنهارا در پی دارد .

3) وقتی جاده ای نیست تا در آن رانندگی کن ید ، داشتن اتومبیل فایده ای ندارد.

4) پوزش خواستن به خاطراشتباهایتان نشانه ای بلوغ و قدرت است .

5) کینه معمولا بیش از آن که به کسی که مورد کینه واقع شده است آسیب برساند ، به کینه جو صدمه می زند.

6) یک تجربه ی ساده ی دست اول همیشه بهتر از تجربه ی دست دوم خیره کننده است .

7) از حق خود دفاع کنید و اگر چنین نکید احتمالا هیچکس دیگر این کار را نخواهد کرد .

8) از گوش دادن به کشش هایتان نهراسید ، به احتمال زیاد درست هستند .

9) گورستان ها پر از کسانی هستند که زمانی بی همتا بوده اند .

10) بعید است بدترین احتمال ممکن آن قدرها هم که فکر می کنید بد باشد.

 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

 گفتگوی یک بنده با خدای خود

گفتم :خسته ام،گفت :ازرحمت خدا نا امید نشید (زمر/53))

گفتم :انگار،مرا فراموش کرده ای!،گفت :منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152))

گفتم :تا کی باید صبر کرد؟،گفت :تو چه می دانی !شاید موعدش نزدیک باشد (احزاب /63))

گفتم :تو بزرگی و نزدیکیت برای من کوچک ،خیلی دوره !تا آن موقع چه کار کنم؟

گفت :کارهایی که به تو گفتم انجام بده وصبر کن تا خدا خودش حکم کند (یونس /109))

گفتم :!توخدایی وصبور!من بنده ات هستم و ظرف صبرم کوچک است ... یک اشاره کنی تمامه !

گفت :شاید چیزی که تو دوست داری ، به صلاحت نباشه (بقره /216))

گفتم :انا عبدک الضعیف الذلیل ... اصلا چطور دلت میاد ؟،گفت :خدا نسبت به همه ی مردم - نسبت به همه - مهربان است (بقره /143))

گفتم :دلم گرفته ،گفت :مردم به چی دل خوش کردن ؟باید به فضل و رحمت خدا شاد باشند (یونس /58))

گفتم :چقدر احساس تنهای می کنم ، گفت :من که نزدیکم (بقره /186))

گفتم :تو همیشه نزدیکی ؛من دورم ... کاش می شد به تو نزدیک شوم

گفت :هر صبح و عصر ،پروردگارت رو پیش خودت ، با خوف و تضرع ، وبا صدای آهسته یاد کن ( اعراف /205))

گفتم : این هم توفیق می خواهد، گفت :دوست ندارید خدا شما را ببخشد؟! (نور /22))

گفتم :معلومه که دوست دارم مرا ببخشی ،گفت :پس از خدا بخواهید شما را ببخشد وبعد توبه کنید (هود /90))

گفتم : با این همه گناه ... آخر چه کاری می توانم بکنم ؟

گفت : مگر نمی دانیدخداست که توبه را از بنده هایش قبول می کند ؟! (توبه /104))

گفتم : دیگر روی توبه ندارم، گفت :ولی خدا عزیزودانا است ، او آمرزنده ی گناه هست و پذیرنده ی توبه (غافر /3-2))

گفتم : با این همه گناه ،برای کدام گناهم توبه کنم ؟،گفت :خدا همه ی گناهان رامی بخشد (زمر/53))

گفتم : یعنی اگربازهم بیایم ؟ بازهم مرا می بخشی ؟،گفت :به جزخداکیست که گناهان راببخشد؟ (آل عمران /135))

گفتم : نمی دانم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم !آتشم می زند ؛ذوبم می کند ؛عاشق می شوم !... توبه می کنم

گفت : خدا هم توبه کننده ها و هم آنهایی که پاک هستند را دوست دارد (بقره /222))

ناخواسته گفتم:الهی وربی من لی غیرک

 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com 

 

خوش به حال غنچه نیمه باز!

شاخه های شسته ،باران خورده ، پاک پاک

آسمان آبی وابر سپید

برگ های سبز بید

عطرنرگس رقص باد

نغمه ی شوق پرستوهای شاد،

خلوت گرم کبوترهای مست.

نرم نرمک می رسداینک بهار

خوش به حال روزگار!

خوش به حال چشمه ها ودشت ها.

خوش به حال دامنه ها وسبزه ها.

خوش به حال غنچه های نیمه باز،

خوش به حال دخترمیخک ،که می خندد به ناز....

خوش به حال آفتاب!...

ای دریغ ازما اگرنگیریم ازبهار!

گرنکوبی شیشه غم رابه سنگ ،

هفت رنگش می شود هفتاد رنگ !

 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

 

جزیره

در جزیره ای زیبا تمام حواس زندگی می کردند .شادی ،غم ،غرور ،عشق و ...

روزی خبر رسید که به زودی جزیره به زیر آب خواهد رفت .همه ساکنین جزیره قایق هایشان را آماده وجزیره را ترک کردند.وقتی جزیره به زیر آب رفت،عشق از ثروت که قایقی با شکوه داشت کمک خواست و گفت :آیا می توانم با تو همسفر شوم ؟ثروت گفت :نه من مقدار زیادی طلاونقره دارم وجایی برای تو ندارم ، عشق از غرور که با یک کرجی زیبا راهی مکانی امن بود کمک خواست . غرور گفت :نه ،چون تمام بدنت خیس وکثیف شده و قایق زیبای مرا کثیف خواهی کرد .غم در نزدیکی عشق بود . پس عشق به او گفت :اجازه بده که با تو بیایم .غم با صدای حزن آلود گفت :آه من خیلی ناراحتم و احتیاج دارم تنها باشم . عشق سراغ شادی رفت و اورا صدا زد،اما او آنقدر غرق شادی و هیجان بود که صدای عشق را نشنید .آب هر لحظه بالاتر می آمدوعشق دیگر ناامید شده بود که ناگهان صدایی سالخورده گفت : من تو را خواهم برد . عشق از خوشحالی فراموش کرد نام پیرمرد را بپرسد وسریع سوار قایق شد. وقتی به خشکی رسیدند . پیرمرد به راه خود ادامه داد و عشق تازه متوجه شد چقدر پیرمرد به گردن او حق دارد . عشق نزد علم رفت و گفت :آن پیرمرد کی بود که جان مرا نجات داد ؟علم پاسخ داد :زمان . عشق با تعجب پرسید :چرا زمان به من کمک کرد؟؟؟ علم لبخندی خردمندانه زد و گفت : زیرا تنها زمان قادر به درک عظمت عشق است .

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

 

من و قلم

نمی دانم اگر شما نبودید من چگونه می توانستم انبوه خاطراتم را به زبان بیارم نمی دانم اگر شما نبودید رازها ی نگفته ام را با چه کسی در میان می گذاشتم اگر وجود شما نبود هیچ چیز مثبت نمی شد هیچ کس حرف هایش را برای آیندگان به ارمغان نمی گذاشت آری اگر تو ضجه دلت را به روی خون این قلم شکسته دل باز نمی کردی چه کسی این کار را می کرد ای قلم اگر تو نیز خونت را بر صفحه این دفتر نمی ریختی چه کسی چنین می کرد تو آنقدر با شکوهی که خداوند نیز به تو و آنچه که می نویسی قسم یاد کرده است آری شماها قلم و دفتر من ای بهترین یاران و هم صحبت های من شما را می ستایم شما که خورشید نگاهم و غروب کلامم را بر روی صفحه صفحه این روزگار حک کردید آری شما را می ستایم که بهترین بهترین ها یید برای من ، شما که گل واژه کلام را از روی شن زارهای سخت ساحل جمع کردید و با گل ها پیوند دادید شما که یگانه دوستان من بر روی زمینید شما را دوست می دارم به خاطر صداقت در نوشتارتان به خاطر صمیمیت در گفتارتان و به خاطر پاکی برگهایتان شما را در هر بحبوحه از زمان می جویم واز خداوند می خواستم که همیشه در کنارم باشید و مرا به شما نزدیکتر سازد تا توان نوشتن را بیابم

 

 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه 1 مرداد1388ساعت20:20توسط ღღ..ترنج..ღღ |